محمد بن جرير الطبري (مترجم: جمعى از علماء در نيمه دوم قرن چهارم)
28
جامع البيان عن تأويل آي القرآن (تفسير طبرى) (فارسى)
زمان ملكى بيرون آيد كه همه جهان از مشرق تا مغرب او بگيرد ، و همه خلقان فرمانبردار او گردند ، و همه درياهاى زمين تا ساق او بيش نباشد ، و زمين بيكبارگى در فرمان او باشد ، و با او همى رود ؛ بگو كه آن كيست كه بدين صفت بيرون آيد ؟ و بگو كه اصحاب الاخدود چه مردمان بودند ، و كى بودند ؟ و بگو كه اصحاب الكهف چه مردمان بودند و حال ايشان چگونه بود ؟ گفتند ؛ بگو تا روح چه چيز است ، و چه گونه است ؟ و بگو كه خداى عزّ و جلّ را بر پشت زمين چند پيغامبر است ، و چند مرسل بودند و چند نامرسل ، و اوّل ايشان كى بود و اخر ايشان كى باشد ؟ و بگو كه آهن بدست كى نرم شد چون موم « 1 » ، تا هر چه از ان خواست همى كرد بىآتش ؟ و بگو كه چشمهء روى « 2 » روان كى را بوده است ، و از ان شارستان كرد رويين ، و آن شارستان كجاست ، و چه چيز است ، و آنجا از آدميان كى رسيده است ؟ « 3 » و بگو كه اندران صحيفه كه جبريل سوى داود پيغامبر آورد و با آن صحيفه يك انگشترى « 4 » بود كه مرغ و ماهى و ديو و پرى همه او را فرمانبردار گشتند ، و جبريل آن صحيفه به دو داد و گفت مر فرزندان خويش را گرد كن و هران فرزندى ازان تو كه اين مسئلهها كه بدين صحيفه اندر نوشته است جواب آن بگويد ، اين انگشترى مرو را ده ، و آن انگشترى ملكت بود . و داود پيغمبر فرزندان خويش را حاضر كرد
--> ( 1 ) چون خمير ( پا . صو ) ( 2 ) متن : رود . ( 3 ) رسيده است ، يا كى رسد . ( پا ) ( 4 ) يكى نگين انگشترى بود . ( پا )